تبليغاتX

لوگوی سه گوش

چی کار کنیم؟

قالب پرشین بلاگ


چی کار کنیم؟
فرهنگی سیاسی
لینک دوستان
حجاب غذا..............................................!

         ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

                                     پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن

                            یادی از شیخ رجبعلی خیاط (نیکوگویان)

یکی از اردتمندان شیخ نقل می کندکه:شبی دریکی ازجلسات- که در خانه ای ازدوستان شیخ بود - پیش ازانکه صحبت های خود را شروع کند احساس ضعف کرد و قدری نان خواست، صاحب خانه نصف نان ((تافتون)) اورد، ایشان ان را میل کرد، وجلسه را اغاز نمود.

شب بعد فرمود:

((دیشب ایمهُ اطهار(علیه السلام) را دیدم سلام کردم ولی انان را ندیدم، متوسل شدم که علت چیست؟ در عالم معنا فرمودند:نصف ان نان را خوردی ضعفت برطرف شد،نصف دیگر را چرا خوردی؟!  مقداری از غذا که برای بدن مورد نیاز است، خوردنش خوب است، اضافه برآن موجب حجاب و ظلمت است.))


[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:44 ] [ سید احمد حسینی ]
یک جلد قرآن و یک کلت کمری! ........................

         یاد باد انکه سر کوی توام منزل بود

                  دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

                       راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک

                                                  برزبان بود مرا انچه ترا در دل بود

                     این خاطره یادی از (شهید مهدی باکری) ..............................

تاقبل از عقد٬ همدیگر را خوب ندیده بودند. خواهرش گفت:((مهدی جان! شاید این خانم کچل یا کور باشد. نمی خواهی ببینی اش؟)) لبخند زد و پاسخ داد:(( همانی است که می خواهم. زنی که بتواند بجنگد و اسلحه بدست بگیرد. یک چریک. یک انقلابی.)) به همسرشان هم گفتند:(( زندگی کردن با اقا مهدی خیلی مشکل است.  ماچندین سال است که ندیدیم او میوه خام  یا غذای درست و حسابی بخورد ٬ حتی لباس هم خوب نمی پوشد و ساده می گردد.)) اما همسرشان می دانست که مهدی مرد دلخواهش است٬ مومن و خداشناس. او هم سادگی را دوست داشت و گفت:   ((هرسختی که دراین دنیا باشد را تحمل می کنم.)) یک جلد قرآن و یک کلت کمری مهریه همسرشان شد٬ همان طور که همیشه دوست داشت: ساده و ارام و قشنگ شروع کردند.

چی می شد زندگی جوونای الان هم به همین صورت بود یعنی به همین سادگی و قشنگی یا یک مثال  واضح تر مثل زندگی (حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) که این زندگی هم به سادگی و ارامی و قشنگ تر بوده است.

   آلبوم و آرشیو کارت پستال ها | کارت پستال شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | www.vefagh.co.ir

    ((ایام سوگواری فاطمیه

               شهادت حضرت زهرا(س) ام ابیها

                    به تمامی دوستان تسلیت میگویم))

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 18:7 ] [ سید احمد حسینی ]
....وزپی جانان بروم...........................................

          گفت برما کسی ازشب زدگان غالب نیست

                             این زمان آینه شعب ابیطالب نیست

          روز پیروزی بدر است٬خدارا صد شکر

                             شور نشرح لک صدر است٬خدارا صدشکر

          این همان وعده نصرت ز خدای ازلی است

                            و در قلعه خیبر٬ به روی دست علی است (محمد جواد زمانی)

سلام من به تمامی دوستان وبلاگی ازاینکه مطالبم دیر به بروز می شد یا به خیلیها نتونستیم سر بزنیم عذر خواهی می کنم.................. انشاالله اگه خداقسمت کنه داریم میرم خونه خدا درعید اگه به کسی بدی کردیم حلال کنید..............

پیشاپیش عید را به تمامی دوستان تبریک میگم.......... انشاالله همه ما بتونیم سال جدید را به خوبی خوبان ادامه دهیم سالی که گذشت کمی در خود بنگریم و ببینیم چه توشه ای را برای خود ساخته ایم و بریم دعا کنیم درثمره نیکان و خوبان باشیم ومارا کمتر از انی مارابه حال خودمان وانگذارد....................................... 

ادامه داستان که درمورد عنوانی که نوشته شده..........

فرشته مرگ بر اهل دلی رسید٬ او را گفت:((تو کیستی؟)) ملک الموت پاسخ داد: ((من ازبین برنده ی لذاتم و جداکننده زوج ها.)) ان اهل دل به وی گفت:  (( ای جوانمرد! چرا از خود٬ همه خصلتهای بد نشان می دهی و از ان خصلتهای نیک هیچ نمی گویی؟)) ملک الموت گفت: (( ان خصلت خوب چیست؟)) اهل دل پاسخ داد:((تویی رساننده ی دوستی به دوست. تو وصال عاشق به معشوق را فراهم می کنی.))

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 1:34 ] [ سید احمد حسینی ]
باید این خدا را بشناسیم.............................................

     هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

                              ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز

حضرت ابراهیم(ع) هر وقت می خواست غذا بخورد٬ یک کسی را دعوت می کرد تا با   او همسفره شود٬ اما از اسم و مذهب او سوال می کرد. یک روز رهگذری را دعوت کرد و وقتی از مذهب او پرسید٬ ان شخص در جواب گفت که من گبر هستم. حضرت فرمود که اگر گبر هستی٬ من راضی نیستیم بامن همسفره شوی! وقتی حضرت ابراهیم(ع) ان گبر را از سر سفره راند٬ خطاب الهی امد که ای ابراهیم! هفتاد سال است که ما به این گبر نان می دهیم و معیشت او را اداره می کنیم. چرا او را از سر سفره خودت طرد کردی؟ حضرت ابراهیم(ع) دوید به دنبال این گبر.

این طوری است داداش جون! باید خدا را به مهربانی بشناسید!

با این که قارون به حضرت موسی(ع) اهانت کرد٬ به پیغمبر اولوالعزم اهانت کرد٬ اما پروردگار به ذات اقدسش قسم خورد که اگر او یک مرتبه مرا صدا زده بود٬ من نجاتش می دادم!

ای رفقای عزیز! شناختن پروردگار این است. مبادا شما مایوس شوید! ابدا یاس در کار نیست. پروردگار فرمود: اگر فرعون - که ادعای خدایی کرد- یک مرتبه مرا صدا می زد٬ نجاتش می دادم! باید این خدا بشناسیم.(مرحوم ایت الله حق شناس)

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 1:59 ] [ سید احمد حسینی ]
لنگری در ته چاه.............................................

           شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد

                                         زدیم بر صف رندان و هر چه باداباد

 

یکی از طرفداران شاه٬ سنگی بر سر درویشی نیکوکار زد. درویش سنگ را برداشت٬ اما نمی توانست با او تلافی کند. زیرا مرد ازلشگریان شاه بود و جاه و مقام داشت. روزی پادشاه از مرد ناراحت شدو او را در چاهی زندانی کرد.درویش ازموضوع باخبرشد.به انجا امد. سنگی راکه نگه داشته بود٬ در چاه انداخت.

مرد گفت: تو چه کسی هستی که مرا در چاه می زنی؟  درویش گفت: من همانی هستم که فلان تاریخ بر سر من سنگ زدی. مرد با عصبانیت به او گفت: تاحالا کجا بودی؟  درویش گفت:از جاه و مقامت می ترسیدم٬ اکنون که تو را در چاه دیدم٬ فرصت را غنیمت شمردم...............   (گلستان)

[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 23:48 ] [ سید احمد حسینی ]
شفای چشم.....................................

                 گل٬بی رخ یار خوش نباشد

                                          بی باده بهار خوش نباشد

مرحوم سیدنعمت الله جزائری٬ حدود سیصد سال پیش در مدرسه منصوریه شیراز تحصیل می کرد. از شدت فقر توان تهیه چراغ را نداشت و شب ها برای مطالعه از نور مهتاب استفاده می کرد. بالاخره چشمش دچار مشکل شد و بینایی اش رااز دست داد. می خواست دارو بگیرد و به چشمش بمالد ولی پول نداشت. حتی پول رفتن به دکتر را هم نداشت. باخود گفت:چرا به دنبال طبیب حقیقی نروم؟

به یاد این ایه قران افتاد که خداوند در قران اب باران و عسل را مبارک و شفا خوانده است. قدری از تربت قبر امام حسین(علیه السلام) رابا اب باران مخلوط کرد. شب ان را در چشمش ریخته و خوابید. فردا صبح که بیدار شد٬ چشمش روشن شده بود.  (همان)

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 21:12 ] [ سید احمد حسینی ]

(( ایمان نسوز ...............................................))

             ما درس سحر بر سر میخانه نهادیم

                                      آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم


روزی بازرگان موفقی در بازگشت از مسافرت، متوجه شد در نبود او خانه و مغازه اش اتش گرفته و خسارت هنگفتی به او وارد شده است. همه فکر می کردند که تاجر از ناراحتی و غصه سکته خواهد کرد و یا باگریه و زاری کرده٬ خدا را مقصر بدبختی اش بداند واز اوگلایه کند.

تاجر، ساکت و ارام داخل اتاقی شد و باهیچ کس حرفی نزد. این کار او اطرافیانش را بیشتر نگران کرد اما انها همه نمی توانستند کاری برای او انجام دهند. فردای ان روز همه مردم، درحالی شگفت زده تاجر مال باخته را نگاه می کردند که مشغول اویزان کردن تابلویی بر سر در مغازه اش بود و بر روی ان اینگونه نوشته شده بود: ((مغازه ام سوخت! اما ایمانم نسوخته است! باتوکل به خدا از امروز دوباره شروع به کار خواهم کرد))                   

[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 23:23 ] [ سید احمد حسینی ]
افلاطون و ستایش جاهل..................................

               درد عشقی کشیده ام که مپرس

                              زهر هجری چشیده ام که مپرس

روزی ((افلاطون))،فیلسوف بزرگ یونانی،نشسته بود.یکی از بزرگان شهر وارد شد.او مشغول صحبت کردن بود که در میانه ی سخنش گفت:(( ای حکیم! امروز فلان مرد را دیدم که از تو تعریف و تمجید می کرد و می گفت:افلاطون، مردی بزرگوار است و کسی مانند او نیست. می خواستم، ستایش او را به تو برسانم)).

افلاطون سر فرود اورد و گریه کرد. مرد از دگرگونی افلاطون ناراحت شد و پرسید:      (( مگر من به شما چه گفتم که این گونه متا ثر شدید؟)) افلاطون گفت:((من ازتو دلتنگ نشدم، اما چه مصیبتی از این بالاتر که کار من مورد ستایش جاهلان بوده است؟ من نمی دانم چه کار جاهلانه ای انجام داده ام که او مرا تمجید کرده تا از ان کار توبه کنم. ناراحتی من از این است که من هنوز جاهلم و مورد ستایش جاهلان هستم)).                        (( قابوس نامه))

[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 16:23 ] [ سید احمد حسینی ]
خواب شنیدنی سید حسن نصرالله.................................

           بارها گفته ام و باردگر می گویم

                             آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

عالم مجاهد ایت الله حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی:

این خاطره به نقل ایت الله برای دیگران نقل شده:

سیدحسن می فرمودند: در یکی از روزهایی که اسراییل با ناوگان های پیشرفته خود، تا نزدیک مرز لبنان امده بود و ما با همه توان مبارزه می کردیم، خسته شده بودیم و نمی دانستم چگونه می توان ، ان ناوگانهای پیشرفته را منهدم کرد! در اتاق فرماندهی از شدت خستگی خوابم برد. در خواب دیدم که به محضر اهل بیت (علیه السلام) شرفیاب شده ام، و به نوبت محضر هر کدام از انها میریسیدم. من هر یک را که زیارت میکردم.

پس از هدایت، مرا به امام بعدی ارجاع می دادند تا اینکه به خدمت حضرت فاطمة زهرا (سلام الله علیها) رسیدم، به محض دیدن ایشان، درد دل را اغاز کردم، از سختی کار گفتم و از ایشان درخواست کمک کردم. ان حضرت با دست مبارکشان به سمت اسمان اشاره کردند وبا کلامی از ما دلجویی فرمودند، در همان حال از خواب بیدار شدم. تنها چند ساعت از خواب گذشته بود که خبر دادند، یکی از ناوگانهای اسراییل منهدم شده است. ساعت این اقدام پیروزمندانه را پرسیدم. درست این اتفاق در همان ساعتی که من ان خواب را دیده بودم روی داد.

این داستان را اقای علی ابادی به نحو کامل در کتاب ( دلشدگان ) اورده اند.

[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 19:41 ] [ سید احمد حسینی ]
چشم چرانی..................................

                  مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم

                                               زکاتم ده که مسکین و فقیرم

خانه ای کنار حرم کرایه کرده بود تا هر وقت خواست به حرم برود.یکی از شبهایی که مشهد بود خواب دید در حرم حضرت رضا(علیه السلام) مشغول زیارت است و پیرمردی با تیرو کمانی بزرگ او را نشانه گرفت.تیر را به سوی او رها کرد ولی او جا خالی داد و تیر به قلب مبارک امام رضا(علیه السلام) اصابت کرد.شرمنده شد.خجالت کشید ولی پیرمرد کمان به دست جایش را عوض کرد و دوباره تیری به سوی او رها کرد و دوباره تیر به قلب امام خورد .چند بار این قصه تکرار شد.

فردای ان روز برای یافتن تعبییر خوابش نزد بزرگی رفت.ان عالم دینی به او گفت ((در حرم امام رضا(علیه السلام) چشم چرانی کردی و به نامحرم نگاه کردی. چون نگاه حرام تیری از تیرهای شیطان است ولی چون مهمان حضرت بودی به قلب اقا اصابت کرده است باید توبه کنی.))

باشرمندگی٬سربه زیر٬ گوشه حرم ایستاد و گریه کرد...........  

[ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 12:10 ] [ سید احمد حسینی ]
گزارش‌ تحلیلی از تحولات پشت پرده خانه سینما....................

رضا طریقت
مدت زمان طولانی از دعواهای خانه سینِما با معاونت سینمایی نمیگذرد و این دعواها عموماً در مطبوعات و سایر رسانه به صورت کلی دائماً در حال تکرار است. برخیها این تصور را داشتند که دعواها میان معاونت سینمایی و خانه سینِما مختصری اختلاف سلیقه مدیریتی است و موضوعات جدی و مهمتری در میان نیست. اما خانه سینِما به همان بیراههای رفت که انجمن خوشنویسان و روزنامه نگاران قلمفروش پیش از این رفته بودند و مدیران این نهاد نتوانستند استقلال این نهاد صنفی را حفظ نمایند و بعضا برای حفظ کرسی و صندلی خویش و برخی منافع مالی، این کارزار را به جایی رساندند که در مقابل نظام ایستادگی نمودند. امروز که این یادداشت را از نظر می گذرانید چند روزی از اعلام نظر وزیر فرهنگ و ارشاد مبتنی بر تشکیل سازمان سینمایی در بهمن ماه امسال میگذرد، وزارت فرهنگ و ارشاد تصمیم دارد نهاد های صنفی درونی خانه سینِما را داخل سازمان سینمایی بگنجاند .

پایان محتوم خانه سینِما باید نطفه شناسی شود و هشدار داد به مسئولینی که اساس فتنه را سیاسی می پندارند ،باید به آنان تذکر داد که جریان فتنه را موسوی و کروبی بارگذاری نکردهاند؛ شاید در به صحنه درآوردنش مقصر باشند اما سرچشمه اصلی و مهم فتنه 88 را باید در جریان فرهنگی کشور جستجو نمود . طیف اصولگرا با هر گرایشی هنوز هم در خواب خرگوشی به سر میبرد و کماکان نمیداند سینِما اصلیترین و تأثیرگذارترین حوزه فرهنگ به شمار میرود، اگر چنین بود اولین صفهای مقابل سالن های سینِما را نمایندگان مجلس و متولیان فرهنگی تشکیل میدادند تا تولیدات داخل را دقیقتر رصد نمایند و متوجه شوند یک جریان لیبرال از طریق این مدیوم به صورت موازی همواره در حال تلاش برای تخریب آرمانهای فرهنگی نظام هستند و دقیقاً مثل اشغالگران در قالبهای متمدن و روشنفکر دو حوزه مهم سینِما و تلویزیون را تسخیر کردهاند. برای اثبات موضوع مطروحه، نگارنده رجوع میکند به حرف پسافتنه ای تاج زاده که اعتراف کرد "ما سی سال اشتباه کردیم"؛ یعنی سی سال است که به موازی جریان انقلاب آنها برای تغییر ماهیت جریان انقلاب تلاش میکنند. این تعبیر کاملاً دقیق است، برای اینکه در حوزه های فرهنگی ۳۰ سال است روشنفکران از کوچکترین منفذی برای انتقال اندیشه مارکسیستی – دیروز – و لیبرالیستی – امروز – تلاش میکنند و خانه سینِما از این خواب خرگوشی جریان اصولگرایی برای جریان سازی در حوزه فرهنگ به بهترین شکل بهره برده است؛ بیآنکه دولت محترم حواسش را معطوف به این جریان نماید. ضمن اینکه جریان موسوم به انحرافی به صورت موازی علیه معاونت سینمایی دست به اقدامات گستردهای زده و مهمترین تأثیر این جریان، تغذیه مالی و غیر مستقیم خانه سینِما است .
اصولگرایان نه متن سینِما را جدی میگیرند و نه به فرا متن اهمیت میدهند و اگر فتنه دیگری رخ دهد مقصر اصلی کسانی هستند که همچنان حوزه فرهنگ، خصوصاً رسانه تأثیر گذار سینِما را جدی نپنداشته اند .
یک تولد شوم
اساساً تفکر حاکم بر شکلگیری نهادی به ظاهر صنفی را چه کسانی رقم زدهاند؟
منظور و هدفشان از تشکیل نهادی همچون خانه سینِما چه بوده است؟ اینها پرسش هایی است که نیاز به یک بازنگری تاریخی عمیق دارد.
حلقه مافیایی مدیریت سینمای ایران پس از انقلاب در آیت فیلم با حضور فخرالدین انوار، محمد علی نجفی، محمد بهشتی و مهدی حیدریان رقم خورد. بنگاهی که قرار بود به تولید آثاری با بن مایه دینی ظاهراً تحت تأثیر تفکرات شریعتی اقدام کند . نخستین کسی که از این گروه شبه مافیایی مدیریت سینِما را در دست گرفت محمد علی نجفی بود که عمر مدیریتش چندان طول نکشید اما پس از آنکه انوار، بهشتی و حیدریان مدیریت سینِما را در دهه شصت از آن خود کردند قلمرو دیگری به نام فارابی تأسیس کردند که حوزه اختیارات تولید را منحصر به همین گروه مینمود .قدرتی شبه مافیایی که بسیاری از سینماگران و هنرمندان هنوز نسبت به آن دل چرکین هستند .
نمونهای تاریخی
هنوز بسیاری از سینماگران خاطرشان هست که جمشید هاشم پور در دهه شصت پشت دیوار معاونت سینمایی صبحگاهان قبل از آنی که انوار وارد محل کار خویش شود می ایستاد و انتظار میکشید تا ایشان قدم رنجه نمایند و هنرپیشه معروف سینمای ایران با التماس دنبالش میدوید که اجازه نامهاش را امضا نماید تا بتواند مشغول بهکار شود. حراست معاونت سینمایی آن سالها هنوز به یاد دارد که جمشید هاشم پور چگونه دنبال انوار میدوید و التماس میکرد که به خدا شرمنده همسر خویش است و او کار میکند تا خرج همسر هنرپیشهاش را دهد. آری انوار و بهشتی که امروز ستایش بیهوده نصیبشان میشود در حق اهالی سینِما آنقدر جفا نموده اند که دیگر میتوان نام جنایت بر آن نهاد .
ادامه مطلب.......................

ادامه مطلب
[ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 1:1 ] [ سید احمد حسینی ]
هشدار 9 دی نسبت به تاکتیک ها و استراتژی های اخیر هاشمی رفسنجانی...............

gkh35805f2l71vk5m0o.jpg

گروه سیاسی - چندی بود بعد از کنار گذاشته شدن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری در فضای رسانه ای کشور خبر خاصّی از آقای سازندگی؛ نبود. بسیاری را توهم اینکه "هاشمی کنار کشیده" برداشته بود و برخی نیز منتظر بودند تا ببینند پیر سیاست باز چه خواهد کرد و البته تعدادی از کارشناسان نیز به این می اندیشیدند که سکوت هاشمی آرامش قبل از طوفان است. هاشمی حالا و بعد از یک دوره شش ماهه از تحرکات سیاسی- رسانه ای کم شدت به یکباره صفحات اول روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلبان از «شرق» گرفته تا «مردمسالاری» را به تصاحب درآورده و یک تابع نمایی از خودنمایی سیاسی خویش را به تصویر کشیده است. بعد از اواخر اسفندماه و بحث ریاست مجلس خبرگان، 1- ابتداء هاشمی در 12/ فروردین/1390 پیام تسلیت تأسف باری به مناسبت درگذشت پدر «میرحسین موسوی» نوشت و تعاریف مشمئز کنندهای از میرحسین به عمل آورد، 2- سپس در 15/ فروردین به یکی از واحدهای دانشگاه آزاد رفت تا به تحلیل شاذّی از بیداری اسلامی بپردازد، 3- تا در 5/ خرداد در جمع «جامعه پزشکان کشور» تحلیل خویش درباره انتفاضه های اسلامی- عربی را کامل کند و ضمن تعریف و تمجید از عربستان سعودی، انتقادات سنگینی را به «بشّار اسد» وارد نماید و 4- در 26/ شهریور به «دانشگاه آزاد واحد قزوین» از بین المللی بودن این دانشگاه بگوید و اینکه مدل بروز دانشگاه «جُندی شاپور» است و از حسودان به دانشگاه آزاد بگوید. لیکن مهر؛ ماه متفاوتی برای هاشمی بود او در 26 مهر، پیام تسلیت به ملک عبدالله سعودی و 3 آبان سلسله وار سخنرانیهایی را به مناسبتهای مختلف ایراد کرد که حساسیتهای بسیاری آفریدند. لذا اینطور به نظر می رسد که هاشمی بازی جدیدی طراحی کرده و سکوت او در شش ماه ابتدایی سال 90 کاملاً حساب شده بوده است و ابداً حرکت سینوسی هاشمی در رسانهها و شطرنج سیاست اتفاقی و حبط نبوده است. و سئوالی که دوباره ذهن خواص و عوام امت ایران را به خود مشغول کرده همین است: "هاشمی کجای صحنه سیاست ایران اسلامی ایستاده است و چه می خواهد بکند؟".

برای پاسخ بدین سئوال باید دانست هاشمی شخصیت و ذهن پیچیده ای دارد و همین امر باعث می گردد تحلیلی که می خواهد وی را فرموله کند نیز پیچیده گردد؛ از اینجای مرقومه به بعد سعی می شود با تحلیلی خطّی (تحلیل خطّی یعنی کنش واکنش های مسئله بر اساس یک برآیند خطّی و در طول زمان مورد بررسی واقع شود) و با رویکرد ظروف مرتبطه کنش و واکنشهای آقای کارگزاران مدلیزه شود.
هاشمی پاینده است
برخی فکر می کردند هاشمی که بعد از 25 بهمن که بصورتی ناقص و تلویحی مسائلی را (تقریباً) ضدّ جریان فتنه ایراد کرده و سپس با یک شکست سیاسی در جریان انتخابات ریاست مجلس خبرگان مواجه شده از تقابل قبلی خود کنار کشیده است و به قول معروف "سرش به راه آمده!". واقعیت این است که هاشمی اصلاً کنار نکشیده که الآن گفته شود: «هاشمی بازگشته»، او فقط سعی داشته با تاکتیکهای خاصی مقدمه را برای ساخت بازی جدید فراهم آورد. هاشمی حین تمرکز افکار عمومی روی مسائل جریان نفوذی نهاد ریاست جمهوری با سر گرم شدن نیروهای انقلاب روی این مسئله وقت را مغتنم شمرد تا اینطور وانمود کند که در جهت نظام شنا میکند اما حالا مشخص می شود هاشمی 21 خرداد 88 با هاشمی نماز جمعه 26 تیر 88 با هاشمی بهمن و اسفند 89 و هاشمی مهر 90 هیچ تفاوتی ندارد. وحدت هویتی هاشمی به همراه وحدت رویهاش کاملاً حفظ شده است و بازیهای رسانهایاش صرفاً تاکتیکهایی بوده برای بازی با افکار عمومی و خرید فرصت. وی در دو سخنرانی اخیرش چندین مرتبه تأکید میکند که ساکت نبوده و نیست، بطور مثال می گوید: «در مسائل پیش آمده در یکی دو سال گذشته همواره پیشنهادات و راهکارهای خود را خدمت دلسوزان نظام عنوان کرده ام...». (16/7/90 -دیدار با جوانان فعال سیاسی استان کرمان)
بازی جدید هاشمی
به نظر می رسد هاشمی با اتکای به حامیان سنتیاش عزم را جزم کرده تا بازی جدیدش را کلید بزند. او با نقد سوریه و پیام تسلیت به ملک عبدالله با دوستان سعودیش تجدید میثاق می کند، با حضور متدوام در دانشگاه آزاد و دفاع همه جانبه از آن دل یارانش را بدست می آورد و با پیگیری وضعیت پسرش «مهدی» چراغ سبزی به فعالان سیاسی همسو با خودش میدهد که خیالشان از هزینه های احتمالی راحت تر شود و او بعد از این تجهیز، بازی خود را شروع کرده است. پس باید دانست "بازی جدید هاشمی چه مختصاتی دارد؟". طراحی جدید هاشمی رفسنجانی سه لایه مختلف دارد:
ادامه مطلب....................

ادامه مطلب
[ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 0:43 ] [ سید احمد حسینی ]
اثر لقمه شبه ناک.........................................

              روزگاریست که مارا نگران می داری

                                     مخلصان رانه به وضع دگران می داری

       عالم ربانی ایت الله حاج شیخ جواد کربلایی:

vgt8h7pbyjs0fjsuc.jpg

می فرمودند:    یکی از شاگردان مرحوم ایت الله قاضی برای امر تبلیغ به روستایی  می رود٬ یک روز نگاه می کند که پیرمردی در حال قرائت قران است و از دهان وچشمانش نوری ساطع شده٬ به محضر پیرمرد روستایی می رود و عرض می کند:اقا شما چه کرده ایدکه به این مقام رسیده اید که در حال قراِئت قران این چنین نور از دهان و چشمان شما ساطع می شودبه ما هم یاد بدهید؟!

پیرمرد می فرماید:شما نمی توانید٬پس از اصرار زیاد٬پیرمرد می فرماید:یک اربعین روزه بگیر و غذا نخور مگر اینکه افطاریت رامن بیاورم. قبول می کند و چند روز همان طور می گذرد و غذایی جز غذای پیرمردنمی خورد بعد از چند هفته حالش تغییر می کند   وانواری را نیز مشاهده می کندو.... تا اینکه روزهای اخر٬ یک شب پیرمرد غذا را دیر می اورد٬گرسنگی خیلی اذیتش می کند٬لذا مجبور می شود غذایی میل کند اما به محض خوردن غذایی غیر از غذای پیرمرد٬ تمام انوار و حالات خوشش ازبین می رود٬

بعد وقتی پیرمرد می اید و می گوید٬ نگفتم:شما نمی توانید٬ شما نتوانستید چند لحظه صبر کنید تا من بیایم و غذا برای شما بیاورم.

[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 22:1 ] [ سید احمد حسینی ]
مرغابی خیال اندیش......................................

        روز هجران و شب فرقت یار اخر شد

                                    زدم این فال وگذشت اختر و کار اخرشد

مرغابی٬در اب برکه ای٬روشنایی ستاره رامی دید٬می پنداشت که ماهی است٬هربار به نیت ماهی به طرف ان می رفت.ولی چیزی پیدا نکرد٬چون این کار راچندین بار تکرار کرد و نتیجه ای نداشت٬نا امیدانه٬از کنار برکه عبور می کرد.روز دیگر به همان جا امد٬خیال می کرد.روشنایی است٬هیچتلاشی نمی کرد٬نتیجه ی این تجربه ان شد که همه روز گرسنه ماند.                       کلیله و دمنه

[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 2:47 ] [ سید احمد حسینی ]
گناه نکنید٬نمازاول وقت بخوانید.........................

          هرچندپیر و خسته دل و ناتوان شدم

                                      هرگه که یاد روی تو کردم جوان شدم

مرحوم ایت الله حاج شیخ محمد علی اراکی(رحمت الله علیه):

به نقل از یکی ازطلبها...............................  : وقتی امدیم طلبگی محضر ایت الله اراکی(رحمت الله علیه)٬هرچند مریض بود می رسیدیم.از نصایح ایشان یادم هست که توصیه به ارتباط و توسل به سیدالشهداء حضرت ابا عبدالله و امام زمان(عج) حضرت ولی عصر صلوات الله علیهما و نماز اول وقت و تلاوت کلام الله مجید سفارش می نمودند.

اواخرعمر ایشان به همراه تعدادی از دوستان به محضرش مشرف شدیم٬و تقاضای نصیحت نمودیم معظم له در جواب چند شعر ازجمله یک غزل ازحافظ بیان نمودند:

      ای دل! غلام شاه جهان باش و شاه باش

 پیوسته در حمایت لطف اله باش

        ازخارجی٬هزار به یک جو نمی خرند

                                                 گو: کوه تا به کوه ٬ منافق سپاه باش

        انرا که دوستی علی نیست٬ کافر است

                                                 گو  زاهد زمانه و گو شیخ راه باش

         امروز زنده ام٬ به ولای تو یا علی

                                                  فردا٬به روح پاک امامان٬گواه باش

         قبرامام هشتم٬سلطان دین٬ رضا

                                                  از جان ببوس و بر در ان بارگاه باش

 

 

[ چهارشنبه چهارم آبان 1390 ] [ 23:2 ] [ سید احمد حسینی ]
سحر خیزی و کامروایی................................

            از سر کوی تو هرکو به ملامت برود

                                          نرود کارش واخر به خجالت برود

حکایت کرده اند٬ بزرگمهر٬ هرروز صبح زود خدمت انوشیروان می رفت٬ پس از ادای احترام٬رو در روی انوشیروان می گفت:((سحر خیز باش تا کامروا گردی)).شبی٬ انوشیروان به سرداران نظامی اش٬ دستور داد تا نیمه شب بیدار شوندو سر راه بزرگمهر٬ منتظر بمانند.چون پیش از صبح خواست به درگاه پادشاه بیاید٬ لباس هایش از تنش در بیاورندو از هر طرف به او حمله کنندتاراه فراری برای او باقی نماند.

بزرگمهر راه فراری پیدا نکرد. برهنه به درگاه انوشیروان امد٬پادشاه خندید و گفت:      ((مگر هر روز نمی گفتی٬سحر خیز باش تا کامروا باشی؟))بزرگمهر گفت:((دزدان امشب ٬کامروا شدند٬زیرا انها زودتر ازمن٬ بیدار شده بودند.اگر من زودتر از انها بیدار می شدم و به درگاه پادشاه می امدم من کامرواتر بودم)).       ینبوع الاسرارفی نصائح الابرار

[ سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 ] [ 19:25 ] [ سید احمد حسینی ]

رهبری - حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکیدکردند: جمهوری اسلامی به معنای مردم سالاری اسلامی است که لازمه آن نقش آفرینی واقعی مردم در همه عرصه ها و استفاده غیر صوری از ظرفیت مردم است.

در دومين روز از سفر رهبر معظم انقلاب اسلامي به كرمانشاه، صبح امروز(پنج شنبه) خانواده هاي معظم شهدا، ايثارگران و جانبازان در فضايي معطر به عطر شهدا و ياد و خاطره جانفشاني آنان، با حضرت آيت الله خامنه اي ديدار كردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين مراسم، ديدار با خانواده هاي شهدا، ايثارگران و جانبازان را يكي از با عظمت ترين ديدارها دانستند و تأكيد كردند: روحيه ايثارگري نجات بخش يك كشور و ملت است و هيچ جامعه اي بدون روحيه ايثارگري به عزت و عظمت نمي رسد.
ايشان با تأكيد بر اين كه يكي از ابعاد و جهات روحيه ايثارگرانه، شناخت نياز لحظه و عمل به وظيفه است، افزودند: كيمياي هوشمندي و موقعيت‌شناسي شهداء و ايثارگران، نقطه برجسته اي است كه بعنوان يك درس بزرگ، همواره مورد نياز كشور است.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامي، بروز غفلت در جامعه و تشخيص ندادن نياز لحظه را نتيجه استفاده نكردن از ظرفيت عظيم مردم دانستند و خاطرنشان كردند: حصار مستحكم در دفاع از هويت و عزت يك ملت و نجات كشور از توطئه ها، در گرو آگاهي مردم و نقش دادن آگاهانه به آنان است.
حضرت آيت الله خامنه اي تصريح كردند: نظام ايران، جمهوري اسلامي به معناي مردم سالاري اسلامي است كه لازمه آن نقش آفريني واقعي مردم در همه عرصه ها و استفاده غير صوري از ظرفيت مردم است.
ايشان با تجليل از صبر و بصيرت خانواده هاي شهدا، ايثارگران و جانبازان، خاطرنشان كردند: صبر و بصيرت يگانه عامل رسيدن به قله ها است و اگر ملتي داراي اين دو ويژگي ممتاز بود، قطعاً در تشخيص هدف ها و مسير رسيدن به اين هدف ها دچار ترديد و سردرگمي نخواهد شد.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامي با يادآوري نگاه بصير و نافذ امام راحل (ره) افزودند: هنگامي كه همه چيز در ظاهر نااميد كننده و غير قابل دست يافتني بود، امام بزرگوار (ره) سخن از اميد و پيشرفت و موفقيت مي گفتند و در نهايت هم، همه ناباورانه، شاهد تحقق اين سخنان بودند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به پيچيده تر شدن تحولات و مسايل، هوشمندي و وظيفه‌شناسيِ به هنگامِ نياز را بسيار ضروري خواندند و تأكيد كردند به لطف خداوند امروز هوشمندي مردم متعهد، مؤمن و معتقد ايران و پايبندي آنان به آرمان ها بسيار زياد است.
در ابتداي اين ديدار تعدادي از خانواده هاي شهدا و جانبازان، رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس، حماسه سرايان و فرزندان شهدا در استان كرمانشاه مطالب، اشعار و دل نوشته هايي را در خصوص دوران دفاع مقدس و مقام شهدا قرائت كردند.
مسعود زريبافان رييس بنياد شهيد و امور ايثارگران نيز در اين ديدار گزارشي از آمار شهدا، جانبازان و آزادگان استان كرمانشاه ارايه كرد.

[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 1:25 ] [ سید احمد حسینی ]
دوستان منافق.....................................

     مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

                                     تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

 

دو نفر مدتها باهم دوست بودند.ارتباط صمیمانه ی انها زبان زد مردم شده بود. روزی به خدمت یکی از بزرگان رفتند. اوکه اوازه ی دوستی انها شنیده بود رو به انها کردوگفت:((چند وقت است که شما باهم دوست هستید؟))گفتند:((سالهای زیادی است.)). او متفکرانه پرسید:((ایا دراین مدت دعوایی میان شما پیش امده است؟)).     گفتند:((هرگز٬ یکدیگر بسیار دوست می داریم)).اوگفت:((ایا گاهی شده که یکی از شما٬ کاری انجام می دهد که خلاف میل دیگری باشد و او ناراحت شود؟))گفتند: ((بله٬گاه چنین پیش امده است)).گفت:((پس حتما ناراحتی خود را به یدیگر از روی  ترس بیان نمی کردید)).گفتند:((بله)).مرد گفت:((پس شما تا کنون با نفاق و دورویی با یکدیگر همنشین بوده اید. چون دوست واقعی باید مانند آینه باشد و عیب طرف مقابل را به او یاداوری کند)).                      ((مقالات شمس))

[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 1:16 ] [ سید احمد حسینی ]
پندی از استاد به شاگرد.........................

     ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

                           همت درین عمل طلب از می فروش کن         

                                       

                        

استادی با شاگرد خود از میان جنگلی می گذشت. استاد به شاگرد جوان دستور داد نهال نورسته و تازه بار امده ای را از میان زمین برکند. جوان دست انداخت و براحتی ان رااز ریشه خارج کرد.پس از چندقدمی که گذشتند٬ به درخت بزرگی رسیدند که شاخه های فراوان داشت .استاد گفت:((این درخت راهم از جای بر کن.))

جوان هرچه کوشید ٬نتوانست.استاد گفت:((بدان که تخم زشتی ها مثل کینه ٬حسدو هرگناه دیگر هنگامی که در دل اثر گذاشت٬ مانند ان نهال نورسته است ٬ که براحتی می توانی ریشه ان رادر خود برکنی٬ولی اگر ان را واگذاری٬بزرگ و محکم شودو همچون ان درخت در اعماق جانت ریشه زند.پس هرگز نمی توانی انرا برکنی و ازخود دور سازی)).                      حکایات برگزیده .ص۷۰

[ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 16:1 ] [ سید احمد حسینی ]
معروف و منکر در قرآن..................

             ((سلامی چو بوی خوش اشنائی

                                             بدان مردم دیده ی روشنائی))

اولويت هاي فريضه امربه معروف ونهي ازمنكر

در قرآنبه وجوب ولزوم و اهمیت این وظیفه اجتماعی اسلامی٬وترغیب در انجام معروف و نهی از انجام دیگری٬ منکر ایات زیادی امده است٬مادراینجا به برخی از         انها اشاره می کنیم:      سوره های: .............

۱-آل عمران٬ آیه ی ۱۰۴:بایداز شما گروهی داشته باشند که مردم را به نیکویی     وخیر فراخوانند و به معروف امر کنند و ازمنکر باز دارندو انان رستگارانند.

۲-مائده٬ آیه ی ۶۳:چرا دانشمندان و علمان دین انان(مردم) رااز سخنان گناه الود   و خوردن مال های نامشروع باز نمی دارند٬ چه زشت است کاری که می کنند.

۳-توبه٬ آیه ی ۷۱:مردان وزنان مومن٬ دوستان و هواداران یکدیگرند٬امر به معروف    و نهی از منکر می کنند٬ نماز را برپا می دارندو زکات می دهند و از خدا و پیامبر         فرمان برداری می کنند٬خداوند انان رارحمت خواهد فرمود٬که خداوندعزیزوحکیم است

روایت: دختر گرامی پیامبر اسلام حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با توجه کامل به برد اجتماعی فرع امر به معروف می فرماید:((خداوند٬ امر به معروف را به منظور مصلحت جامعه واجب فرمده است)).      شرح خطبه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)٬ ص ۳۰۱

[ جمعه پانزدهم مهر 1390 ] [ 19:50 ] [ سید احمد حسینی ]
قرآن و بی نیازی...........

    ((ان کیست کزروی کرم باما وفاداری کند ))

                             (( برجای بد کاری چو من یکدم نکو کاری کند))

عکس های زیبا از قرآن کریم

مردی دوست داشت قرآن یاد بگیرد.او در حفظ قرآن٬رنج بسیاری کشید                    اماهنوز مشتاق بود.از اهالی شهر سراغ قرآن خوان خوش اوازی را گرفت.                از خدا می خواست بهترین قرآن خوان٬استاد او باشد.دربغداد قرآن خوانی پیدا کرد.     نزد او رفت.قرآن خوان در هر ایه ای که او برایش  می خواند می گفت:                     ((به گونه ی دیگر هم بخوان)).مدتی گذشت.چندین روش قرآن را خواندند.

روزی پسر قرآن خوان به مرد گفت:((شرط قرآن خواندن٬ پدر من این است              که برای  هر عشری که می خواند٬ دیناری به او بدهی)).مرد قبول کرد٬هر روز در عوض قرآن خواندن٬ دیناری با کمال میل می داد.

مدت ها گذشت.مرد٬دیگر دیناری برای پرداختن نداشت.غمگین شد.                       پسر قرآن خوان او را دید و احوالش را پرسید.سپس اورا به منزلش٬ مهمان کرد.        مرد از ناراحتی غذا نمی خورد. پیرمرد به او گفت: ((دینارهای تو زیر ان فرش است.      مابه ان نیاز نداریم.همه ثروت ما قرآن است.ما قران را طوری اموختیم که فقط ٬          به خود قرآن نیازمند باشیم.این دینارها را برای امتحان از تو گرفته بودم.                       حالا می توانی انها را برداری)).                                مقالات شمس

[ چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 ] [ 22:52 ] [ سید احمد حسینی ]
ریاست‌جمهوری:
احمدي‌نژاد "دختر، داماد و نوه" خود را به نيويورك نبرده بود

خبرگزاری فارس: مرکز ارتباطات، اطلاعات و تبلیغات دفتر رییس جمهور طی اطلاعیه‌ای اخباره منتشره درباره همراهی "دختر، داماد و نوه" با احمدی نژاد، در سفر نیویورک را تکذیب کرد.

خبرگزاری فارس: احمدي‌نژاد "دختر، داماد و نوه" خود را به نيويورك نبرده بود

به گزارش حوزه دولت خبرگزاری فارس، مرکز ارتباطات، اطلاعات و تبلیغات دفتر رییس جمهور طی اطلاعیه‌ای تاکید کرد: متاسفانه طی روزهای اخیر برخی سایت های خبری اقدام به انتشار خبری نادرست مبنی بر " همراهی دختر، داماد و نوه دکتر احمدی نژاد " در سفر کاری رییس جمهور محترم به آمریکا نموده‌اند که این خبر به هیچ وجه صحت نداشته و تکذیب می شود.

مرکز ارتباطات، اطلاعات و تبلیغات ریاست جمهوری همچنین تمامی رسانه‌ها را به رعایت اخلاق رسانه‌ای نیز دعوت کرده است.

[ جمعه هشتم مهر 1390 ] [ 23:20 ] [ سید احمد حسینی ]
پاسخ آیت‌الله مصباح یزدی به جوانان پرسشگر-3
ملاک در ترجیح مشروعیت دینى بر مقبولیت مردمى چیست؟

ما شکلی از حکومت را مى‌شناسیم که در آن مشروعیت، با آراى مردم به دست نمى‌آید، بلکه مشروعیت آن با حکم الهى است، در همان حال هیچگونه تحمیلى هم بر مردم وجود ندارد.

خبرگزاری فارس: ملاک در ترجیح مشروعیت دینى بر مقبولیت مردمى چیست؟

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، امروز برهمگان آشکار شده است که ترویج صحیح اندیشه ناب اسلامی بهترین سد برای خنثی کردن توطئه دشمنان اسلام است، دشمنان نظام اسلامی با طرح این شبهات در تلاش هستند تا اعتقادات دینی نسل جوان جامعه را تضعیف کنند، امروز شبهات ایجاد شده در حوزه دینی، سیاسی و حتی فرهنگی خطر بزرگی است که باید از سوی مبلغان دینی به آن پاسخ داده شود.

در این عصر که طرح شبهات گسترده از سوی دشمنان اسلام، برای تضعیف اعتقادات و اندیشه‌های دینی و سیاسی اسلامی روزافزون است، پاسخگویی به این شبهات ضروری است. بنابراین در نظر داریم پاسخ‌های آیت‌الله مصباح یزدی را درپاسخ به پرسش‌های نسل جوان منتشر کنیم که بخش سوم این پاسخ‌ها یه شرح ذیل است:

سوال: اگر مشروعیت حاکم اسلامى منوط به آراى مردم نیست، انتخابات چرا؟

شایسته است ابتدا به چند نظریه اشاره کنیم که معتقدند آراى مردم باید در حکومت دینى نقش داشته باشد.

1. برخى مى گویند: حکومت یا «لیبرالى» است و توسط آراى مردم مشروعیت پیدا مى کند، و یا «فاشیستى» است و در آن مردم هیچ دخالتى ندارند. در نظام اسلامى باید آراى مردم را معتبر بدانیم، تا انگ فاشیستى به نظام زده نشود.

2. معدودى از فقهاى معاصر شیعه به عنوان احتمال گفته‌اند: در زمان غیبت معصوم، مشروعیت حکومت منوط به آراى مردم است.

3. برخى معتقدند: چون از طرف خدا براى حکومت ـ در زمان غیبت ـ حکمى صادر نشده و امر و نهى اى به ما نرسیده است، یعنى امر حکومت در عصر غیبت مسکوت مانده است، پس این امر به مردم واگذار شده و آنان باید به حاکمیت شخص و یا اشخاصى نظر بدهند، یعنى نظر و رأى مردم نقش تعیین کننده در مشروعیت نظام دارد.

4. گروهى مى‌گویند: چون توسط خدا به کسى حق حاکمیت اعطا نشده است، خود مردم باید تصمیم بگیرند زیرا مردم بر جان و مال خویش مسلط هستند (الناس مسلطون على اموالهم و انفسهم): مردم حاکمیت را ـ که حق آنان است ـ به شخصى واگذار مى کنند و یا او را وکیل خود مى‌گردانند. ـ تفاوت «توکیل» با «تفویض» این است که در اوّلى حق تجدید نظر داریم، ولى در تفویض نمى توانیم از رأى خود برگردیم، ـ پس مشروعیت حاکمیت در هر دو صورت، به آراى مردم است.

در نقد نظریه نخست باید گفت: به چه دلیل حکومت باید در دو شکل یاد شده منحصر باشد؟!

ما شکل سوّمى از حکومت را مى شناسیم که در آن مشروعیت، با آراى مردم به دست نمى آید، بلکه مشروعیت آن با حکم الهى است، در همان حال هیچگونه تحمیلى هم بر مردم وجود ندارد، زیرا توسّل به زور براى دستیابى به حکومت مورد نظر ما روا نیست.

درباره نظریه دوّم باید توجه کرد اکثریت فقهاى شیعه، مشروعیت حکومت در زمان غیبت را از ناحیه خدا مى دانند، اگرچه پذیرش و بیعت مردم باعث عینیت بخشیدن به حکومت دینى خواهد شد. و اگر مشروعیت، بسته به آراى مردم باشد، اشکالاتى پیش خواهد آمد که در نقد نظریات دیگر مطرح مى شود.

درباره نظریه سوم باید گفت: خداى متعال در مورد حکومت در عصر غیبت سکوت نکرده است؛ متون دینى مى گویند: مردم در زمان غیبت باید تحقیق کنند و فقیه جامع شرائط را براى حکومت بیابند و حکومت را به او بسپارند.

درباره نظریه چهارم باید گفت: در بینش دینى حق حاکمیت از آنِ خداست، همه چیز مملوک اوست. هیچ کس حق تصرف در چیزى را مگر با اجازه خدا ندارد، حاکمیت بر مردم در صورتى مشروع است که با اذن خدا باشد. پس حاکمیت حق مردم نیست، تا بخواهند آن را به کسى واگذار کنند یا کسى را وکیل نمایند.

اشکالاتى ـ که در جاى خود ـ بر «دموکراسى» وارد است، بر نظریه چهارم هم وارد است؛ از جمله اینکه اگر اکثر مردم حاکمیت را به کسى توکیل یا تفویض کردند، وظیفه مخالفان چیست؟ آیا باید اطاعت کنند؟ چرا؟! همچنان که مى توان اشکال کرد چرا مردم حق حاکمیت را فقط به فقیه واگذار کنند؟! اگر حق مردم است، مى توانند آن را به هر کس که بخواهند واگذارند. پس طبق نظریه چهارم ولایت فقیه ضرورت ندارد.

جایگاه حقیقى مردم در حکومت دینى

پس از بررسى نظریه ها، به نظریه مورد قبول مى پردازیم. گفته شد مردم هیچ مشروعیتى به حکومت فقیه نمى دهند رأى و رضایت آنان باعث بوجود آمدن آن مى شود. خدا به پیامبر مى فرماید: «هُوَ الَّذى اَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤمنینَ1؛ «خداست که تو را با یارى خویش و مؤمنان تقویت کرد.»

ادامه مطلب..........


ادامه مطلب
[ جمعه هشتم مهر 1390 ] [ 23:19 ] [ سید احمد حسینی ]
در دم ازیارست و درمان نیز هم

                            دل فدای او شد و جان نیز هم

درویشی سر به دیوار کعبه گذاشته بود و با خداوند مناجات می کرد.او با ناله وگریه     می گفت:((خدایا تو بخشنده ومهربانی ومی دانی از انسان گرفتار٬ در ظلم و نادانی    کار و طاعتی بر نمی اید٬ من ازکوتاهی در طاعت و خدمت گزاری٬ به عذر خواهی امده ام و به بندگی خود٬پشت گرمی ندارم.گناهکاران٬از نافرمانی خود توبه می کنند.

خداشناسان٬ از نقص عبادت و طاعت خود در خواست امرزش می کنند.                   عبادت کنندگان٬ پاداش عبادتشان را می خواهند. بازرگانان٬ قیمت سرمایه شان        رادرخواست می کنند.  اما من به جای طاعت به درگاهت٬ امید اورده ام وبه              گدایی امده ام نه تجارت! پس با من چنان کن که تو سزاوار انی.))

      بردر کعبه سایلی دیدم که همی گفت و می گرستی خش

            من نگویم که طاعتم بپذیرقلم عفوبرگناهش کش

                                                                      گلستان سعدی

[ جمعه هشتم مهر 1390 ] [ 23:3 ] [ سید احمد حسینی ]
روزی زاهد..........

     (( بلبل زشاخ سرو به گلبانگ پهلوی))

                              (( می خواند دوش درس مقامات معنوی ))

 

 

زاهدی در بنی اسرائیل٬زندگی می کرد. روزی از شهر بیرون رفت.                          در گوشه غاری نشست٬ومشغول عبادت شد.اوتصمیم گرفت٬در تنهایی                   با توکل به خداهمانجا بنشید٬تا خداوند روزی او را برساند.یک هفته گذشت.              چیزی برای او حاصل نشد.گرسنگی او شدت یافت.مرگ را در چند قدمی خود           احسایس می کرد.به پیامبر روزگارش٬وحی نازل شد٬که به ان زاهدبگو به بزرگی ام    سوگند ٬تا وارد شهر نشوی وبا مردم نباشی٬ به تو روزی نمی دهم.

زاهد به شهر بازگشت.مردم از گوشه و کنار نزد او می امدند و هرکدام برایش            چیز می اوردند. با خود اندیشید.این چه حکمتی داشت؟خداوند به پیامبر وحی کرد.    به زاهد بگو:((تو می خواستی با پارسایی و گوشه نشینی ٬ حکمت مرا باطل کنی.    نمی دانستی که من دوست دارم روزی بندگانم را از دست دیگران به انها بدهم نه از قدرت خودم.توبندگی کن٬کار فرمان روایی و روزی رسانی را به ما واگذار))   کشف الاسرار

 

[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 21:4 ] [ سید احمد حسینی ]
بیان مرحوم ایت الله تالهی...........

اگر به باده مشکین دلم کشد شاید

                                که بوی خیر ز زهد ریا نمی اید    (حافظ)

به نقل ازعالم ربانی مرحوم حاج شیخ محمدتقی انصاری همدانی(رحمت الله علیه)  

g4j2u2robasb8789ym0d.jpg

می فرمودند:  یک وقتی خدمت ایت الله تالهی(رحمت الله)رسیدم برای اینکه                به اقا عرض کنم: ایا صلاح است مسئولیت قبول کنم یا نه؟ اقای انصاری              می گفت!:  به محض اینکه نشستم وقبل از اینکه شروع به صحبت کنم.               

اقا فرمودند:مسئولیت سخت است مگرخداکسی را ذخیره کرده باشد.

[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 20:16 ] [ سید احمد حسینی ]
....... (غم روزی) .......

درافسانه هاآورده اند٬خداوند٬ گاوی رادر ساحل رودخانه ای آفرید. مدت ۶هزار سال است که این گاو انجا زندگی می کند. هرروز صبح که که گاو ازخواب بیدار میشود٬با چشم خود ٬صحرای پر ازآب وعلف ٬باگیاهان سرسبز و گل های زیبا را می بیند.

آن قدر دراین صحرا گل وگیاه روییده است که گاو دیده نمی شود. او هیچ مزاحمی نداردوهر روز ازان گیاهان می خورد. وقتی شب می شود همه گیاهان را خورده وچاق می شود به طوری که وقتی به اطراف نگاه می کند هیچ گیاهی نمی بیند. ازاین رو پزشکان بسیاری راکه زیاد می خورند وسیر نمی شوندرا((جوع البقر))میگویند.

هنگام شب گاو٬ باخود می گوید٬ امروز همه گیاهان را خوردم وسیر شدم٬ فردا چه بخورم؟  آن قدرغصه می خورد و آه می کشد٬که از ناراحتی گرسنگی فردا٬ لاغر   می شود.   او هرگز به یادش نمی اید که بارها چین غصه خورده وبی فایده بوده است زیرا خداوند٬برخلاف گمان گاو٬چندین سال است که صحرا پرازگیاه سبزوترتازه میکند.

کتاب((مجالس سبعه))

[ شنبه دوم مهر 1390 ] [ 15:36 ] [ سید احمد حسینی ]
نوشتن این مطلب بیشتر برای اگاهی دیگران وکسانی که حال وحوصله کتاب خواندن ندارن .

بااین حال مطالبی که درپیش دارم ٬دوست دارم دیگران ان را درمسائل زندگی به کار  ببرند

وهمچنین به جوونای هم سن وسال خودم البته این مطالب هایی که مینویسم ربطی به

سن وسال نداره ومن قسطم این است راهی برای رسیدن به اوج شکوفایی باشد و منظورم

به تمامی ایرانیان باشدنگذاریم غربی ها بر ما تسلط پیدا کنندو یادمان نرود که ما ایرانیان برای

خود فرهنگی داریم ٬ ومن میخواهم اندکی ازفرهنگ خودمان را در قالب داستان کوتاه بنویسم.

و من قسطم برای این نیست که اماری را برای خودم جمع کنم .

دوست دارم قبل از انکه از وبلاگم خارج شوید مطالبی که نوشتم رابخوانید......... و بر خوب وبد ان نظر دهید که مطالبی که مینویسم چه طوراست !.........

وهمچنین شما هم اگر مطالبی دارید بگویید تا من ان را بنویسم وبه اسم خودتان ثبت شود .........

وهچنین داستان های متفرقه وشاید هم در بین انها طنز وشاید حکایت وپندباشد..........

[ شنبه دوم مهر 1390 ] [ 14:51 ] [ سید احمد حسینی ]
قطره ای ازاقیانوس بی کران........

تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت

                                           همت دراین عمل طلب از می فروش کن (حافظ)

 عالم ربانی حاج سید غلامعلی موسوی سیستانی(رحمت الله علیه):

648u6byzik2qtshp0p75.jpg

از صفات بارز ایشان-که زبانزدخاص و عام بود٬کرم ایشان بود.

بسیارانفاق مینمود.کرماو کمتراز قطرهای بود که ازاقیانوس بی کران جدش

حضرت مولانا علی بن ابی طالب(ع)سرچشمه میگرفت.

البته قیاس٬قیاس غلطی است ولی جهت تقریب ذهن گفتم.

خواهی که متمتع شوی ازدنیا و عقبی

                                        باخلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 21:42 ] [ سید احمد حسینی ]
اسم اعظم اسم خاص یا....

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

                                                     منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن   (حافظ)

به نقل از ایت الله بهجت(رحمت الله علیه):                                       

به نظرم۱۳ رجب ۱۴۱۴یا ۱۴۱۵ ه.ق بود که برای تبریک به محضر مبارکش به همراه عالم ربانی جناب ایت الله مرحوم حاج اقا انصاری همدانی(رحمت الله علیه)به منزلشان رفتیم. جناب اقای انصاری ازایشان سوال کردند :اقا اسم اعظم-اسم خاصی است یا نفس خاصی؟

معظم له بااشاره فرمودند:هردو-سپس ادامه دادندهم اسم خاصی است وهم نفس خاصی می خواهد.

[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ 14:52 ] [ سید احمد حسینی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.



درباره وبلاگ
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
 Online User